خـ ـاطـ ـرات اسـ ـراجـ ـونـ ـم
سلام به اسرا جون تولدت مبارک عزیزم تو امروز درساعت18:15:33و تاریخ31/6/90در بیمارستان ارس پارس آباد چشم به جهان گشودی و بعدازاین که به دنیا اومدی همون روزاول مریض شدی دو روز تو بیمارستان ارس ویه هفته تو بیمارستان بوعلی اردبیل موندی وبعده ده روز اومدی خونه عزیزم خلاصه خیلی دختر لج بازی بودی تو قونداغ نموندی وقتی مامان قونداغ می کرد توروهمش گریه می کردی ولی وقتی مایی بی بی بهت میزد دیگه گریه نمی کردی راحت میخوابیدی دیگه چی بگم چهل روز گذشت خدا بهت یه پسرخاله داد به اسم امیرمحمد همون روزی که امیر به دنیا اومد شما رفتین خونتون تو کاشان ما هم هر روزبه مامان زنگ میزنیم وفقط به گریهات گوش میکنیم عزیزم الهی دایی فدات بشه یه چیزی بگم هم به تو هم به امیرخان که وقتی بزرگ شدن روش فکر کنین همه میگن تووامیر باید باهم ازدوج کنین منم اینو اینجا نوشتم تاوقتی بزرگ شدن اینوبخونین وروش فکرکنین فدای شما بشم ... 


خـ ـاطـ ـرات اسـ ـراجـ ـونـ ـم
